تبليغاتX
پنجره های خیس - شعر صومعه سرا

پنجره های خیس - شعر صومعه سرا

شعرهای شاعران خوب شهرستان صومعه سرا (گیلان)

چند کار تازه از آقای قاسم پهلوان شاعر صومعه سرایی

شب قد کشیده بود و سمت مرد می خندید

بی تاب تر مثل همیشه سرد می خندید

ته مانده های خاطرات کهنه ی خود را

هر لحظه یاد می آورد می خندید

می خواست برگردد دوباره در خودش گم شد

آمد کنار پنجره با درد می خندید

هر روز تقدیر سیاهش را ورق می زد

حس عجیبی در خیال مرد می خندید

گاهی به یاد جمله مهتاب می افتاد

بابای خوب من نرو! برگرد می خندید

چیزی نوشت و بعد هم از خانه بیرون زد

وقنی خودش را از خودش کم کرد می خندید

---------------------------------------------------------------------

چند رباعی

از ذهن ستم پیشه بدم می آید

از آدم بی ریشه بدم می آید

بگذار که عاشق درختان باشم

من از تبر و تیشه بدم می آید

               ............

گفتند که کبریت بدون خطر است

هر قطره از آن که می چکد بارور است

طوفان زد و باغ شالی ما را برد

این ابر همیشه موجب درد سر است

                  ..................

ماندم که پیاده یا سواره ببرم

یک قافله قلب پاره پاره ببرم

صدبار جنازه خودم را بردم

تصمیم گرفته ام دوباره ببرم

---------------------------------------------------------------------------

   کاریکاتوری از آقای سید محمود جوادی                       

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1388ساعت 6:9  توسط تاسیانی   | 

سه شعر کوتاه از حمیدرضا اقبالدوست

     (دهقان فداکار)

سر دوراهی

جلوی ماشینش را گرفتم

گفتم این راه به پرتگاه می رسد

گفت:ممنون از راهنمائیت

وبا سرعت تمام

خودش را پرت کرد

 

             (بی خطر)

کمی آهسته تر

در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد

آه  من واگیر دارد

کبریت بی خطر هم

می تواند جنگلی را به آتش بکشد

 

             (شباهت)

چه شباهتی دارد

 لبهای تو

یک قاچ هندوانه رسیده

ویا خون ریخته شده روی آسفالت

فرمانده گروهان

اشتباه می کرد که می گفت

بشین و بفرما و بتمرگ

یک معنی می دهد

+ نوشته شده در  پنجم آبان 1388ساعت 9:44  توسط تاسیانی   | 

دو شعر تازه از حسین قاسمی شاعر کتاب مکاشفه های شمالی

 (شط رنج)

در شطرنج زندگی

اسبی لجام گسیخته ام

که پالانم را مشتی کاه ریخته اند

می دوم

هرچه بادا باد

من با این کیش ها

مات نمی شوم

 

                           

 

                                     ( شکستن)

دلم قلکی است

لبریز از صداهای تو

برای برداشتنش

باید دل را بشکنم

 

                          

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1388ساعت 6:28  توسط تاسیانی   | 

"دارد آقای شعر می میرد" دومین کتاب مرادقلی پور شاعر و منتقد توانای صومعه سرایی منتشرشد

غزل زیبای زیر در پشت جلد کتاب چاپ شده است این کتاب در ۸۸ صفحه و توسط انتشارات حرف نو در رشت به زیبایی به زیور طبع آراسته شده است

 

  باد آمدو دستان ما را با خودش برد

شوق دل داغان ما را با خودش برد

بادی نبود اصلا نسیمی بود آرام

اما همین دامان ما را با خودش برد

هر چشم زیبایی که خیره ماند درما

یک گوشه از ایمان ما را با خودش برد

دنیا برای لحظه ای وقتی که می رفت

سخت آمد و آسان ما را با خودش برد

یک شب میان سایه ها دستی ولو شد

هم سفره و هم نان ما را با خودش برد

آه نجیب دختران روستا مان

دار و ندار خان ما را با خودش برد

در بین ما دیگر دروغی نیست زیرا

گرگ آمد و چوپان ما را با خودش برد

+ نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1388ساعت 0:49  توسط تاسیانی   | 

اقبالدوست شاعر صومعه سرایی برگزیده سوم جشنواره کشوری شعر منصور بنی مجیدی

برگزيدگان جايزه‌ي شعر منصور بني‌مجيدي معرفي شدند

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1388/04/13
07-04-2009
12:25:34
8804-06074: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

جايزه‌ي شعر منصور بني‌مجيدي با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نخستين دوره‌ي اين جشنواره كه هم‌زمان با نخستين سالگرد درگذشت منصور بني‌مجيدي - شاعر آستارايي - برگزار شد، 85 شاعر از سراسر كشور شركت داشتند و 270 اثر ارسالي در دو مرحله مورد بررسي قرار گرفت.

هيأت‌داوران اين جشنواره متشكل از اكبر اكسير، عليرضا پنجه‌اي و عليشاه مولوي در مرحله‌ي اول، حميدرضا اقبال‌دوست ، رومينا پوررستم، آرش پورعليزاده، ستار جانعلي‌پور، بابك خوشجان، آزاده دواچي، هاني شجاعي، ساغر شفيعي، سعيده كشاورزي، داوود ملك‌زاده، آرش نصرت‌اللهي و محمد مفتاحي را به عنوان شاعران برگزيده انتخاب و در مرحله‌ي پاياني، جايزه‌ي اول را به سعيده كشاورزي‌، جايزه‌ي دوم را به آرش نصرت‌اللهي، جايزه‌ي سوم را به حميدرضا اقبال‌دوست و جايزه‌ي شعر برگزيده را به ستار جانعلي‌پور اهدا كردند.

همچنين از رومينا پوررستم به عنوان جوان‌ترين شركت‌كننده در اين جايزه تقدير شد.

به گفته‌ي امين بني‌مجيدي - دبير جشنواره -، قرار است اين جايزه هر سال در تاريخ 11 تيرماه برگزار شود.

انتهاي پيام

كد خبر: 8804-06074
    + نوشته شده در  سیزدهم تیر 1388ساعت 9:58  توسط تاسیانی   | 

    تیر ماه و سالگرد در گذشت استاد سید محمد عباسیه کهن /

     

    تو نیستی اما کوچه ها                

    هنوز بوی تو دارند

    و نفس می کشند در هوای شعر تو

    وقتی تو با شعر می باریدی

    "شهر من عشق"

    بوی خدا می داد

    "نیلوفرانه" که می خندیدی

    "کاروانی از شقایق"

    صف می کشیدند

    روبروی تو

    آنجا که

    تصویری از بدیع ترین

    "واگویه ها" را

    با آسمان پیوند دادی

    تا با آفتاب بتابند

    "بین خودمان باشد"

    دلتنگی ات را

    همیشه

    "دوینچی آه می کشد"

    -------------------------------------------------------------------------

    "عنوان کتابهای استاد کهن"/      

     شعر از قاسم پهلوان

    + نوشته شده در  چهارم تیر 1388ساعت 5:15  توسط تاسیانی   | 

    شعر گیلان و معرفی شعر فرانو

    شعر فرانو

     

    در شعر معاصر ایران شاعران گیلانی همواره درخشان ظاهر شده اند و اینروزها درخشان تر از همیشه می درخشند / گلچین گیلانی- محمدعلی افراشته- هوشنگ ابتهاج – شمس لنگرودی-حافظ موسوی تنها نمونه ای از میان ستاره های آسمان ادب گیلان زمین هستند در هرکدام از شهرهای گیلان که نظر بیاندازیم نامهای زیبایی را پیدا می کنیم  بیژن نجدی و میم موید از لاهیجان  -شیون فومنی از فومن –  منصور بنی مجیدی و اکبر اکسیر از آستارا – از رشت رحمت موسوی و علیرضا پنجه ای ووووو........  چشمه شعر صومعه سرا هم همیشه جوشان بوده است هرچند معتقدم شاعرانش به حق واقعی خود نرسیده اند بزرگانی همچون  بزرگ طناز ایران کیومرث صابری (گل آقا) سید محمد عباسیه کهن – هوشنگ اقدامی (چمن) سیروس مجیدیان و نوسرایانی مانند مهدی رضازاده –مهدی ریحانی – عبدالرضا رضائی نیا –رضا قاسمی – حسین قاسمی- امید واقف و همینطور جوانان شایسته و جویای نام تحصیل کرده ای مانند قاسم پهلوان –مراد قلی پور –دکترفرهاد رجبی و...........

    شعر فرانو اسمی است که اکبر اکسیر شاعر نامدار آستارائی برای نوعی از شعر معاصر برگزیده است و نمونه های اولیه ای از این شعر هم که ارائه کردند مربوط به شاعران گذشته و گاها درگذشته است- برخلاف بسیاری که مدعی هستند نیمایی دیگرشده اند و با ارائه انواع سبک های جدید ترجمه ای و یا من درآوردی- اکسیر نوعی شعر را در میان شعرهای معاصر رصد کرده و با نقد و معرفی آنها جریان طبیعی شعر پس از نیما را معرفی می نماید و خود ودوستان و شاگردان کوشای آستارایی اش نمونه های موفقی از شعر فرانو در مجله های تخصصی ادبیات معاصر به چاپ می رسانند و کتابهای شعر اکسیر اینروزها که بازارکتاب و بخصوص پخش کتاب اسفبار است به چاپهای متعدد می رسند و در سال 87 نامزد دریافت جایزه کتاب سال و همینطور برنده جایزه شعر طنز ایران می شود

    اکبر اکسیر برای معرفی شعر فرانو پیشنهادات بیست گانه ارایه میدهد که در اینجا نمی گنجد اما بطور خلاصه می توان به چند مورد اشاره کرد

    فرانو شعری است اجتماعی و مردمی در آن  از از شعارهای دهان پرکن خبری نیست

    فرانو به وزن یا بی وزنی  توجه ندارد و در بطن کلمات ممکن است به وزن یا بی وزنی برسیم

    در فرانو از دوم شخص مفرد مفلوک بعنوان مخاطب و اساس شعر خبری نیست

    طنز در فرانو بسیار مهم است و با هزل و فکاهی فرق دارد و در متن و بطن واژه ها حادث می شود

    شعر فرانو به چینش مهندسی خاصی نیاز دارد تا در مجموعه ای یکدست در خدمت شعر قرار گیرد

    شعر فرانو دارای پوسته زیبا و طنازی برای عوام و هسته ای جذاب برای خواص میباشد

    فرانو شعری سوژه مدار و مضمون پرداز است که با تناسب به هم پیوسته اند و معمولا با ضربه های  پایانی بدون پیش بینی از حوادث تدارک دیده شده و....................

     چند نمونه از شعرهای   موفق فرانو به انتخاب اکبر اکسیر

     

    شب شغال (اکبر اکسیر)

    هی!/از هرچه زرد /احتیاط کن/حتا عموی زرد!/چارچشمی مواظب باش که جوجه ملوس/ گربه یکروزه را نخورد/فردا وقت سزارین موش همسایه است/این ها را/

    سگی که می گریخت/به توله سیاه/فاکس کرده بود!/

     

    هو هو(آرش نصرت الهی)

    من مانده ام این باد/ با این همه هوهو/چرا عارف نمی شود؟!/حتا هوای اتاق من / که صدایی ندارد/ خدا را لمس می کند!/

     

    سنگ قبر (افشین خدامرد)

    همه رفتند / و من هنوز/سنگ شعر را / به سینه می زنم!/نمی دانم/ شعر/سنگ مرا/به قبر کدام شاعر مادر مرده ای/بخیه خواهد زد!

     

    عکس (بیژن نجدی)

    آنه از من عکس گرفتند /نیمی از صورتم را عکاسخانه خورد یا عکاس نمی دانم/نیم دیگرم چاپ شد که پیر بودم /که می گریست

     

    ....(شمس لنگرودی)

    چه کودکانه انتظار میهمان مرا می کشی/گلابی معصوم!/چه شادمانه در انتظاری/تو که ساعتی دیگر/در زیردستی کوچکی/پاره پاره به جا خواهی ماند

     

    راه ( گروس عبدالملکیان)

    مردی/ که رو به چهره خورشید می رود/برسایه سیاه خویش/پشت کرده است

     

    چه گوارا (حمیدرضا اقبالدوست)

    خوش رنگ/ خوش طعم/ چه گوارا/در بلبشوی بازار/اسطوره ای تبخیر می شود/که با هیچ قندی شیرین نمی شود/ این تلخ

     

    بازیچه (علیرضا پنجه ای)

    دوچرچه ای بی رکاب/ بی دستگیره/کودکی هراسان/ روی کپه کپه خاک/رویای بازیچه کودک/فردا در کدام کوچه/می چرخد؟

     

     

                                                                حمید رضا اقبالدوست

                                                              صومعه سرا-خرداد88

    + نوشته شده در  بیست و ششم خرداد 1388ساعت 5:50  توسط تاسیانی   | 

    انجمن شعر و ادب صومعه سرا

    انجمن شعر و ادب صومعه سرا

    انجمن شعر و ادب صومعه سرا  بیش از بیست سال است که زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی صومعه سرا  فعالیت میکند  و چهره های زیادی را به جامعه فرهنگی استان و کشور معرفی کرده است  که البته تعدای از این عزیزان به دلایل متعدد از جمله  سکونت در شهرهای دیگر و گاه کدورت هایی  که براساس روحیه لطیف هنرمندان پیش می آید  در حال حاضر ارتباط کمی با انجمن دارند اما هرجا  که دستشان رسیده است در یاری رساندن به حیات  هنری  انجمن دریغ نکرده اند از بزرگان  این انجمن  در سالهای دور میتوان از سید محمد عباسیه کهن – هوشنگ اقدامی – مهدی رضازاده – مهدی ریحانی – عبدالرضا رضایی نیا -  رضا قاسمی – حسین قاسمی و ..... نام برد

    در سالهای اخیر نیز هنرمندان جوان زیادی موجب رونق این  انجمن شده اند  مانند

    امید واقف – قاسم پهلوان – علی نفیسی – مراد قلی پور – فرهاد رجبی – شهریار ایثاری –

    حمیدرضا اقبالدوست و .....

    در طی این سالها کتاب های خوبی نیز توسط اعضای انجمن به زیور طبع آراسته شده است

    مانند  داوینچی آه می کشد  از استاد کهن – هنوز ناشیانه می خندم  از مهدی رضا زاده – مکاشفه های شمالی  از حسین قاسمی  - پرنده باش از قاسم پهلوان – ماشین غروبها بهشت می رود از اینجا از مراد قلی پور – این شعرها از من نیست  از حمیدرضا اقبالدوست  و .......

    اخیرا  مجموعه شعری با عنوان پنجره های خیس به همت این انجمن  توسط انتشارات بازرگان  چاپ شده است  که شامل شعرهای 41 نفر از شاعران حال و گذشته این انجمن می باشد که با تیراژ 3000 جلد و با قیمت 900 تومان و در 118 صفحه عرضه شده است  که امیدواریم مورد توجه اهالی فرهنگ و هنر قرار گیرد .

    + نوشته شده در  هفدهم خرداد 1388ساعت 4:57  توسط تاسیانی   | 

    غزلی از آقای دکتر فرهاد رجبی /این غزل در کتاب پنجره های خیس اشتباها به نام آقای اقبالدوست چاپ شده اس

             (مثل همیشه )

    روبرویش چراغی از قرمز طبق معمول شهر هم دلگیر

    پشت این ماندن نه چندان سبز مرد با آسمان خود درگیر

    می کشاند خودش تمامش را تا رسیدن به مقصد ماندن

    دستهایش دوباره نابینا چشمهایش دوباره در زنجیر

    جدولی گنگ آن طرف  هاشور  آن طرف تر هنوز هم آهن

    باز تنها و باز تنهایی باز زخم شبانه و  شمشیر

    ابرها یائسه  زمین تشنه کوزه هایی شکسته در چشمه

    دشنه دشنه ترک ترک خشکی درد آدم  همیشه در تکثیر

    با توام با تو هی برو گم شو !مرد مثل همیشه اش گم کرد

    راه را راه خانه خود را  راه را راه خانه تا تقدیر

    + نوشته شده در  سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:46  توسط تاسیانی   | 

    غرلی از قاسم پهلوان مولف کتابهای "روبروی مهتاب" و پرنده باش

    " پرنده باش"

    پرنده باش که جایت در این حوالی نیست

    بیا بزن پر و بالی اگرچه بالی نیست

    اگرچه باز شب است و هجوم خنجرو تیر

    بپر عقاب بلندآشیان ! ملالی نیست

    بپر که راه کمی مانده است تا خورشید

    تو از سلاله نوری بیا مجالی نیست

    هنوز چشم به راه تواند اهل زمین

    شتاب کن که دگر وقت بی خیالی نیست

    بخوان دوباره سرود حماسه سازت را

    نگو نمانده سرودی نگو که حالی نیست

    هنوز می شود از ساقی و خم و می  گفت

    به هر طریق بگو عشق را خیالی نیست

    + نوشته شده در  چهارم اسفند 1387ساعت 0:35  توسط تاسیانی   |