تبليغاتX
پنجره های خیس - شعر صومعه سرا
 
پنجره های خیس - شعر صومعه سرا
 
 
شعرهای شاعران خوب شهرستان صومعه سرا
 
در پاسخ به اهانت به امام هادی(ع)


  (خفاش)


بخوان

بخوان

بیشتر بخوان

درسهایت

تاریخ

سیاست را

اصلا مبارزه کن

برای قدرت

شهرت

حتی دموکراسی

اما حتما بخوان

بگذار مرورکنیم

که از چهارده قرن پیش

از  دوازده ستاره

یازده ستاره

به تیغ و کینه و زهر

خاموش شده اند

و تنها یکی از پشت ابرها

نورافشانی می کند

بخوان و ببین

که دیر آمده ای

که دهمین ستاره قرنها پیش

آماج تیر و تیغ و تهمت بوده است و

اسیر  زندان کینه ها

دیر آمده ای

همین چند سال پیش

بارگاه آسمانی اش را

دوستانت پرپر کردند

بخوان

که دیر آمده ای و کور

که این همه نور

چشمهایت را

آزرده می سازد


            

السلام علیک یا امام هادی



 |+| نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:59  توسط تاسیانی   | 

خبر به همین کوتاهی بود "فریدون پوررضا درگذشت" و آهی که از نهاد همه گیلانی ها و ادب دوستان و عاشقان موسیقی برآمد و البته آنقدر کارهای جاودانه از استاد به یاد گار مانده است که مطمئن باشیم صدای ماندگارش به گوش همه رسیده است و این فرزند پاک و ناب گیلان هرگز نمی میرد

عکس بالا را نمیدانم از کدام عزیز است اما عکس های زیر از سایت رشت نوشت است



    ایام فاطمیه را تسلیت عرض می نماییم

و یک رباعی از استاد رضا اسماعیلی در هم زمینه  


         

او فاطمه است ، قصه ای غمگین نیست

سرفصل  حماسه است او ، مسکین نیست

دیوار و در و فدک ... ! برادر بس کن

سوگند به نور ! درد زهرا این نیست


برچسب‌ها: فریدون پوررضا, صدای ماندگار, گیلگی
 |+| نوشته شده در  بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 3:55  توسط تاسیانی   | 



"به دنبال گوهر رویش"


مجموعه ی شعر های سپید شاعر ارجمند کرمانشاهی سیاوش پورافشار


که توسط انتشارات بوتیمار به بازار نشر شعر و ادب ارائه شده است شعر


ها همگی در قالب سپید سروده شده اند که تاریخ سرایش آنها اواخر دهه


ی هفتاد و اوائل دهه ی هشتاد می باشد پورافشار  غزل سرای توانایی


است و زبان متفاو تی در  غزل هایش مشاهده می شود در شعر سپید


هم موفق نشان داده است در این مجموعه سیر تکامل شعر - زبان و اندیشه


و همینطور جهان بینی شاعر مشاهده می شود و شاعر در شعرهای


جدیدش به سمت زبان مستقل خود نزدیک می شود مثل همه


سپیدسرایان جوان در اوایل کار تحت تاثیر شاملو و گاهی سهراب بوده


است اما اندیشه و شعریت خاص خود را ارائه نموده است  شاعر


شعرهای عینی و جزیی نگر  سروده است و سعی نکرده است سوار باد


و موج شود  و پیچیدگی های شعرش هرگز به افراط نمی رسد و مخاطب


را فراری نمی دهد که نشان از شناخت روزگار خود دارد پورافشار شعر را


کاملا جدی تلقی و دنبال  می کند  که این مهم در شعرهای خوب و


رفتارشان بروز یافته است برای این شاعر خوب و تحصیلکرده و خوش آتیه


بهترین ها را آرزومندم و در پست های بعد بعنوان مهمان شعر صومعه سرا


از شعرهای خوبشان استفاده خواهیم کرد  


        (زیستن)

نمی دانم این روزها منم

یا کیست دیگر؟

بی سرانجام و بی آغاز؟


می دانم

حتی لاله از خود چیزی ندارد

چشمه رد پای مرا میجوید

حتی کارگاه میوه سازی

به استادی من محتاج است

اما پراکنده شد

من در من

و تقلب کرد

من از من

اینک سالهاست من نیستم من

اما باور نمی کنم که مغرورم


آیا زمین از مادرش ناقص آمد؟

یا اندیشه های من

مگسی است

باید بیشتر اندیشه کرد

بیشتر ماند و

بیشتر ساخت

باید بیشتر زندگی کرد

تا کمتر مرد /


خرداد 1380 - کرمانشاه

شعر از کتاب "به دنبال گوهر رویش"


                                                


                                      حمیدرضا اقبالدوست


و یک غزل تازه از جناب پورافشار


کمی تلاطم و طغیان بیار و حرف بزن
از این سکوت مشّبک ببار و حرف بزن

بیا به خلوت شبهای سرد و زخمی من
بزن به قصد تسّلی ستار و حرف بزن

کمی به یاد گذشته کنار هم باشیم
سپس تعارف صرف انار و حرف بزن

دلم چقدر گرفته ست بی صدای تو آه!
بیا دوباره قناری بکار و حرف بزن

حصارهای دلم بی تو شکل می گیرند:
غروب و دلهره و انتظار و حرف بزن.

    

 |+| نوشته شده در  بیست و سوم فروردین 1391ساعت 20:53  توسط تاسیانی   | 
( نقاشی)

برای نقاشی بهار

کاغذ کم آورده ام

شاخه های سرسبزش جوانه می زنند

برای رویشش ساز می زنم

که بلند شود



                 Spring in Virginia by L. Diane Johnson

 |+| نوشته شده در  بیست و سوم فروردین 1391ساعت 5:59  توسط تاسیانی   | 
 

                                            " ها کردن در باران"   

 عباس رضوانی                             





عنوان مجموعه شعری  است از شاعری جوان در 116 صفحه که توسط انتشارات گوی تهران به بازار شعر و ادبیات ارایه شده است کتاب طراحی بسیار جالب و منحصر به فردی دارد که بسیار به دل می نشیند شعر ها غالبا کوتاه و با زبانی ساده و صمیمی هستند که سابقه ی خوبی در ادبیات کهن و معاصر ما داردهمراه با تصاویری عاشقانه و البته برای اهلش عارفانه

/راه یا بی راه

چه فرقی می کند

وقتی تو در انتهایش

منتظر نباشی/


خبری از پیچیدگی های مرسوم میان اهالی جوان شعر نیست که نشان می دهد عباس رضوانی آگاهانه و با دقت به شعر روزگار خود نگریسته و انتخاب کرده است و در آغاز دهه نود نیاز خود و جامعه را شناخته است و البته حتما می داند که روی لبه تیغ راه می رود


جیب هایم که خالی می شوند

با دستان خالی

به قرار می آیم

و چشمان تو

خالی از عشق می شوند


معمولا شاعر سعی می کند از زبان اشیا و سایر موجودات  خود را بیان کند رضوانی در شعر ی نشان می دهد که صداقت و یکرو بودن را می پسندد و حقیقتا دنیای امروز آنقدر سریع و البته مجازی شده است که صراحت را فریاد کنیم


/نه کلاغ

نه قاصدک

نه همهمه ی باد

دوستت دارم را

خودت باید در گوشم نجوا کنی


شعرهایی با موضوعات اجتماعی در کتاب زیاد نیستند اما بعضی شعرها نشان از آن دارند که ایشان به این موضوع بی توجه نیستند و شاید با گذر زمان و البته مقتضیات سنی در کارهای بعدی این جنبه نیز پر رنگ تر شود


(برای مادران داغدار)


بی خیال زندگی

کاش

در هوای بغض های گره خورده ات

                                        بمیرم



 (برای دلیران مصر)


رویای سلطان جنگل بودن داشتی ژنرال پیر !

ولی هنوز اینترنت

به خاکت پا نگذاشته بود


این چند کلمه که از مهمان نوروزی وبلاگ شعر صومعه سرا نوشتم را بعنوان نگاه شخصی حقیر پذیرا باشید از نعمت مرادی بزرگوار که مرا با شعر عباس رضوانی آشنا کرد ممنونم و برایشان روز هایی سرشار از رنگ و شادمانی آرزومندم



 (واژه ها حرف آخر را می زنند)

تا به خودم بیایم

واژه ها رازم را فریاد می کنند

دیگر از این نقاب هم

کاری بر نمی آید

چه شعری می توانم بگویم

تا عاشقانه ای برای تو نباشد

یا مرثیه ای برای خودم


                                                   حمیدرضا اقبالدوست



برچسب‌ها: ها کردن در باران, عباس رضوانی
 |+| نوشته شده در  چهارم فروردین 1391ساعت 19:59  توسط تاسیانی   | 

این سیگار افروخته

کمی خاطره است

بقیه اش خاکستری از آنچه

دوستش می داشتی

آن شندره های آبی

کپه ی مرگ پرنده ای است

که لکنت داشت

که هراس شلیک گلوله ای

انسداد بال هایش شد

همیشه جایی که آسمان

تمام می شود

آغاز زمینی است

برای افتادن کودکی

که پیراهن تاریک

به تن دارد

آغاز رویای دویدن اوست

وقتی که خاک

حجم معصوم خواب هایش را

آلوده است

این استکان چای

کمی خستگی است

بقیه اش تلخی لبخندی

که هنوز

در نگاهت

جا مانده است .

این تل هجاهای کوتاه و کوتاه تر

کپه ی مرگ کسی است

که عریانی اش را

پنهان کرده است

- که اندوهش را و

خودش را

پناه داده است -

و آن رد تاریک

- که به سمت تمام شدن زمین می دود -

جا پای کودکی است

که لبخند

انسداد لب هایش

                    بود


 |+| نوشته شده در  چهارم فروردین 1391ساعت 6:36  توسط تاسیانی   | 

عبدالرضا رضایی نیا(شاعر، مترجم ، پژوهشگر)

     

                                   



زندگینامه: زندگی نامه :
رضايي‌نيا در سال 1343 در شهرستان صومعه‌سرا دیده به دنیا گشود. درهمین شهر به مدرسه رفت و در سال 1361 ديپلم تجربي گرفت، سپس به قم رفت و تحصيلات حوزوي را تا سطح عالی ادامه داد. در سال هاي 1367 تا 1371 به تحصیل در رشتۀ فلسفۀ غرب در دانشگاه شهيد بهشتي پرداخت. در کنار تحصیل و فعالیت های پژوهشی ،عمده فعالیت های خود را در زمینه ی شعر ، نقد ادبی و ترجمه متمرکز کرد که در این راستا ، افزون بر بیست عنوان کتاب در حوزه های یادشده از وی منتشر شده ، ضمن آن که عضویت در شورای سردبیری و سردبیری نشریاتی همچون مجله ی شعر ، میراث جاویدان ، طلایه ، گنجینه را در کارنامه دارد .
وي در سال 1372 به زادگاهش برگشت و علاوه بر پیگیری مطالعات و تدوین آثار قلمی خویش، مديریت شبكه استاني راديو گيلان و دبیری شوراي شعرو موسيقي گيلان را بر عهده گرفت.
ازسال 1380 به بعد دوباره به تهران کوچید. مدیریت گروه ادب و هنررادیو فرهنگ و عضویت در شورای عالی شعر صدا وسیما از جملۀ فعالیت های فرهنگی اودر این سال هاست. تاکنون بیش از بیست کتاب در زمینۀ شعر و نقد و ترجمه از او به چاپ رسیده است. گفتني است رضایی نیا در حوزۀ سرایش ترانه (فارسی و گیلکی ) توفیق بسیار داشته و ترانه های تأثیرگذار و پرشمار وی در عرصۀ موسیقی گیلان جایگاه ویژه دارد، بخشی از این ترانه های فارسی و گیلکی در آلبوم های گلدون شکسته (حسام لرنژاد)،سمفونی فلسطین ( امیدحجت ) ، کوچۀ باران (علی حق ره ) ، بهشت گیلان ( ناصر مسعودی و شاهرخ شیر دوست)، وارانبو (فریدون پوررضا) ،علی جان (تورج رضاپور) ، سرنوشت ( زیباکناری ) و آلبوم های همیشه بهار و ذو الجناح آمده است .
آثار
شعر :
* کفش های مجنون گم گشت (مجموعه شعر)
* فرشته بفرستيد (منظومه)
* مقتل گل سرخ (نینوایی ها)
*هميشه فرداست (غزل)
* صبح قيامت به خير! (مجموعه شعر)
* روز چندم (مجموعه شعر)
* كوچۀ باران (منظومه اي براي نوجوانان/ كتاب و نوار)
* گلدونِ شكسته (منظومه/ كتاب و نوار)
* بخوان؛ عین باران ( پنج مجموعه ) نشر تکا
* گزينه ی شعرها ( نشر نيستان )

نثر :
*تأملی در نقدو شعر معاصران (نقد )
*عاشقانه با کلمات (نثر ادبی )
ترجمه :
* کارنامۀ باد (آدونیس)
* من يوسفم پدر! (محمود درويش)
* عشق سپيد، گنجشك آبي (انسي الحاج)
* ترانه هاي عاشق آواره (عبدالوهاب البياتي)
* پلاکاردها (احمد مطر)
* ماه شيراز (عبدالوهاب البياتي)
* آواره و خدايان زمين (جبران خليل جبران)

 و.....


-------------------------------------------------------------------------------------------------------

عنوان : ازدحام گل سرخ / عبدالرضا رضايي نيا
موضوع :اشعار در زمينه ايثار و شهادت
حماسه ي غزل!
برگ هايي از ياقوت سرخ!
بچه هاي نسيم
- وقت روشني رمز -
زيبايي شدند و
زلال
زخمه هاي تابناك و شكست خاموشي...
سيمهاي خاردار
براندام نسيميان
زخم مي بافت
قرآنهاي جيبي
با حوصله ي گلوله ها
دوخته به قلبها
و قلبها
با سنجاِ تركش ها
به بشارت آسمان
آنگاه
سجاده ي مادران باران
بر رنگين كمان فردا
پهن مي شد...
و شبانگاه
سنگرها سرشار
ارواح ارغوان پوش
مي آمدند
آهوان ملايم
ياران ديروزهاي صميمي:
- «
نگاه كن باران!
- من
همبازي توام
- و
من همسايه ات
- و
من همزادت
- و
من
- و
من

- و من...»
ازدحام گل سرخ
در باران شبانه
گلي پرتابِ آسمان شد
گلي سينه اش
انار تا غبار
گلي چشمانش
فوّاره تا فرود...
خواب ها
در ما
بدار
گشته اند
دلتنگي ها
آبشار...
- «چشم آورده ايم، چشم
نگاه كن عطر خون
نگاه كن غريو اشك
نگاه كن جنون آسمان
هجوم پريان
صحاري رنگين
كمان!»
روشن است
شگفت است
زيباست
زيبا
در چشم ها
شكفته اي
به تماشا
و اين سو
- كه سياهي ست -
دلقكان با سايه هاي پريشان
چشم پاشيده اند
كيف مي كنند و كف مي زنند
و صدا
به رنگ سايه
در هجوم
- «چشم آورده ايم، چشم
دل آورده ايم، دل
حس كن رنگ ها به پوچي مي زنند
حس كن صداها به سرسام
سايه ها به كابوس»
- «آتش...
آتش...
آتش...»!
پرهاي سوخته ي فرشتگان
هاشور بنفش
بر پيشاني آسمان
و اگر مظلوم ترين آيه
- كه نازل شده -
عشق نباشد
بر پرده هاي رنگ
چرا
فرشتگان كم مي آورند
و كم مي آورند
فرشتگان را
- «آتش...
آتش...
آتش...»!
همه سو
چشم
و سهره اي خيس
در باران
مي خواند
با چشماني
كه چند فرشته ي شيدا
- در وجد -
چيده اند...
و رعنا
صداي تست
در طنطنه ي سايه و رنگ
كه از زاويه ي ازلِ ازل ها
خيرگي بازي ابدي ما را

تماشايي
نگاهها
در تصرف آتش است
و سهره
با چشمان فرشتگان
در تمام بارانها
مي خواند:

- «حيلت رها كن عاشقا!»

                       


 |+| نوشته شده در  شانزدهم اسفند 1390ساعت 2:35  توسط تاسیانی   | 

 

خانم نرجس شیخی از هنرمندان خوب موسیقی و نقاشی صومعه سرا هستند که اینروزها شعر را هم به کارنامه ی شان افزوده اند برایشان آرزوی توفیق و سلامتی از خداوند بزرگ خواهانیم /


     (کنسرت)

تنها کنسرتی که همیشه برپاست

و نوازنده اش یک نفر است

سالن اش از کوه تا دریاست

و سبزه بر سرش می رقصد

موسیقی رودخانه است

 |+| نوشته شده در  دهم اسفند 1390ساعت 21:6  توسط تاسیانی   | 

:



روی عکس که از سایت ایسنا است کلیک کنید

 دریافت جایزه برگزیده ی شایسته ی تقدیر ششمین جشنواره ی       بین المللی شعرفجرتوسط حمیدرضا اقبالدوست شاعر صومعه سرایی 

 |+| نوشته شده در  سوم اسفند 1390ساعت 9:58  توسط تاسیانی   | 

 (باران اسیدی)


سقفی کاذب

فضایی تلخ و سنگین

فلق در دوردست

روشنایی نگران

نگاهی ابرآلود

همه از باران های اسیدی حرف می زنند

و اینکه شاید

آفتاب زنگ زده باشد !!!

 |+| نوشته شده در  بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 9:41  توسط تاسیانی   | 
 
  بالا